→ کمال خجندیکمال خجندی
کمال خجندی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱آنکه دل در هوس روز وصال است او را←شمارهٔ ۲از پیرهنت بویی آمد به گلستانها←شمارهٔ ۳از تو یک ساعت جدایی خوش نمی آید مرا←شمارهٔ ۴از عاشقی همیشه جوان است پیر ما←شمارهٔ ۵از باد مکش طره جانانه ما را←شمارهٔ ۶ای خط تو سبزی خوان بلا←شمارهٔ ۷ای روشنی از روی تو چشم نگران را←شمارهٔ ۸ای زغمت دل به جفا مبتلا←شمارهٔ ۹ای سراپرده سلطان خیالت دل ما←شمارهٔ ۱۰ای غمت یار بی نوایی ها←شمارهٔ ۱۱این چه مجلس چه بهشت این چه مقام است اینجا←شمارهٔ ۱۲ایها العطشان فی الوادی الهوا←شمارهٔ ۱۳بعد از امروز آشکارا دوست میدارم تو را←شمارهٔ ۱۴بگذار در آن کوی من اشک فشان را←شمارهٔ ۱۵بی غمت شاد مباد این دل غم پرور ما←شمارهٔ ۱۶تو خود به گوش نیاری حدیث زاری ما←شمارهٔ ۱۷جانا ز گرد دردت پر باد دامن ما←شمارهٔ ۱۸جهانی پر ز مقصود است راهی روشن و پیدا←شمارهٔ ۱۹چشمت از گوشه تقوا بدر آورد مرا←شمارهٔ ۲۰چشمت به غمزه کشت من بیگناه را←شمارهٔ ۲۱چشم تو از حد می برد با عاشقان بیداد را←شمارهٔ ۲۲چشم و ابروی تو گویند که در مذهب ما←شمارهٔ ۲۳چو زلف تو بود از تکبر دوتا←شمارهٔ ۲۴چه رها کنی به شوخی سر زلف دلربا را←شمارهٔ ۲۵حلال باد می خلد و حور زاهد را←شمارهٔ ۲۶دام دلهاست زلف دلبر ما←شمارهٔ ۲۷در چمن می رفت ذکر قامت دلدار ما←شمارهٔ ۲۸دل بردی و دین رواست اینها←شمارهٔ ۲۹دل چو رفت از دست گو دلبر بیا←شمارهٔ ۳۰دلم رفت و گم شد در آن کو مرا←شمارهٔ ۳۱دل می کشد به داغ تو هر لحظه سینه را←شمارهٔ ۳۲دل و جان تا رهند از بند بگشا زلف مشکین را←شمارهٔ ۳۳دوست می دارد دلم جور و جفای دوست را←شمارهٔ ۳۴دوش از در میخانه بدیدیم حرم را←شمارهٔ ۳۵دی چاشتگه ز چهر فکندی نقاب را←شمارهٔ ۳۶سیری نبود از لب شیرین تو کس را←شمارهٔ ۳۷شانه زد باد زلف یار مرا←شمارهٔ ۳۸شب سوی ما هوس آمدن است آن مه را←شمارهٔ ۳۹طاقت درد تو زین بیش ندارم یارا←شمارهٔ ۴۰طبیب شهر چه نقدی میدهد ما را←
۱ از ۲۷صفحهٔ بعد ←