شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۱۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر دو رخ من در جوی خون که روانستاز تو مرا سرخ رونی در جهان است
۲
نیست کسی در پناه عشق تو ما رادرد تو با جان و دل وظیفه رسان است
۳
روز و شبم سوز وکش چو شمع که عاشقسوخته این مراد و کشته آن است
۴
بر قدمش سر همی نه ای دل و میروتا نکنی پی غلط که راه همان است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth