شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۱۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به مکر و حیله برای دسترس چه امکان استکه همچو سرو بلندش هزار دستان است
۲
درون پرده رخ او هزار سینه بسوختنعوذ بالله از آن آتشی که پنهان است
۳
بر آستان نو تنها نه اشک غلطف و بسبه خون و خاک سرو دیده نیز غلطان است
۴
ز گریه بر سر مردم یقین که خانه چشمفرو رود شب هجران ز بس که باران است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth