شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۱۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در کوی تو خون مژه خیلی است که سیلی استهر قطره از و قابل سیلی است که خیلی است
۲
سهل است به چشم من اگر درج ثریاستپیش در گوش تو که تابان چو سهیلی است
۳
بر طاق فلک مه قد خود کرد خم و گفتما را بنوی با خم ابروی تو میلی است
۴
مقصود دو عالم چه کنی بر دل ما عرضمقصود تونی هرچه ورای تو طفیلی است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth