خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۱۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم بدان که تو میخوانیش غلام خوش استکه نام بندگی اینها برای نام خوش است
۲
همیشه خواهم و پیوسته داغ بند گیتکه پادشاهی و دولت علی الدوام خوش است
۳
دگر به زلف تو خواهم ز جور غمزه گریختکه دور فتنه توجه به سوی شام خوش است
۴
خوش آمدست نشستن به زلف و حال ترابر همیشه مردم صیاد را به دام خوش است
صفحهٔ ۱ از ۲