خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۱۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاشقان دردش طلب دارم مرا همدرد کیستآنکه دارد در غم او جان غم پرورد کیست
۲
ای که گرم و سرد عالم هر دو نیکو دیده ایگو یکی چون من به اشک گرم و آه سرد کیست
۳
عاشق یکرنگ خواهی جوی در ما خاکیانز میان با چهره پر گرد و روی زرد کیست
۴
سیل اشکم برد یک شب بر درش خندید و گفتپیش ما این شخص آب آورد و لای آورد کیست
صفحهٔ ۱ از ۲