خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۲۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما به کفر زلف او داریم ایمانی درستبابت پیمان شکن عهدی و پیمانی درست
۲
گرچه چشم میگویدم جویم دلت لیکن که یافتقول مستی راست عهد نامسلمانی درست
۳
عهدها بندد که سازم عاقبت دل با تو راستراست گویم این سخن هم نیست چندانی درست
۴
بر زبانها نا گذشت آن لب رقیب جنگجویدر دهان عاشقان نگذشت دندانی درست
صفحهٔ ۱ از ۲