خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۲۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا که ساغر چشم از غم تو پر خون استچه جای ساقی و جام و شراب گلگون است
۲
حکایت تو به تفسیر شرح نتوان کردکه جور و محنت خوبان ز وصف بیرون است
۳
به لب رسید مرا از غم تو جان هرگزاز راه لطف نپرسی که حال تو چون است
۴
چه اعتبار به عهد تو حسن لیلی راکه زیر هرخم زلفت هزار مجنون است
صفحهٔ ۱ از ۲