خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۲۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر که در عالم کم از یک لحظه دور از بار زیستکرد نقد زندگانی شایع اره پسیار زیست
۲
عاشق نالان می نگرفت بی رویش قرارعندلیب زار نتوانست بی گلزار زیست
۳
ا گر شنیدی بوی تر از خود برفی بیخبرزاهد خود بین که عمری عاقل و هوشیار زیست
۴
با خیال بار عاشق شب به عمر خود نخفتشمع چندانی که بودش زندگی بیدار زیست
صفحهٔ ۱ از ۲