شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۲۹۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن جگر گوشه ز خون دل ما بس نکندمست شد چشمش ازین باده چرا بس نکند
۲
غمزه را گر بزند زلف، ببندد به دو دستهرگز این از ستم و آن ز وفا بس نکند
۳
نشکیید دل پرخون من از صحبت یارغنچه از همدمی باد صبا بس نکند
۴
به غلامئ دل من چو گواه آری خالخط برون آورد آن رخ، به گواه بس نکند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth