خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۴۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاشقان را جور و نازیار می باید کشیدطعنه از دشمن جفا ز اغیار می باید کشید
۲
عشق گنج است و رقیبا اندر این ره همچو ماربهر گنج عشق زخم مار می باید کشید
۳
جور هر نااهل و ناهموار بهر او می کشمبهر یک گل زحمت صد خار می باید کشید
۴
هر که در دام بلای عشق چون وامق فتادجور عذرای خودش ناچار می باید کشید
صفحهٔ ۱ از ۲