شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۴۷۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کمترین کاری مراکز دیدهٔ گریان فتاددر شب هجران در و دیوارم از باران فتاد
۲
خط لبش کرد آرزو خال آن ذقن طالع نگرکین یکی در چاه و آن در چشمه حیوان فتاد
۳
زلف تو چوگان زنخدان تو گوی دولتستگوی دولت برد آنکش در کف این چوگان فتاد
۴
جز بسی غمزه نیرت خوش نیاید بر دلمزآنکه نبود کارگر تیری که بی پیکان فتاد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth