شعر را زندگی کن
خلوتی با صامت بروجردی

شمارهٔ ۷ - در مدح وصی فخر کائنات، حضرت امیرالمومنین(ع)

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو اندر باختر، اورنگ حشمت، مهر خاور زدسوی ظلمات شب گفتی، مگر ماوی سکندر کرد
۲
و یا شد یوسف کنعان به شهر مصر در زندانزلیخا بر سریر مهتری بنشست و افسر زد
۳
به گردش اختران چون دختران جا کرده جابرجایکی بگرفته دف بر کف، دگر چنگی به مضمر زد
۴
و یا بر تخت جمشیدی، مکان بگرفت ضحاکیز جم بگرفت جام زرفشان، بر تارکش بر زد
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth