خلوتی با صامت بروجردی
شمارهٔ ۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همیشه افسر فرماندهی بر سر نمیمانداگر ماند دمی ماندم دم دیگرْ نمیماند
۲
به شکر سلطنت منما عدول از عدل در عالمکه این ملک و اساس و کشور و لشکر نمیماند
۳
ز دست دار و گیر خلق بهر منصوب و مکنتجهان آسوده یک ساعت ز شور و شر نمیماند
۴
ز فتواهای ناحق عنقریسست اینکه در عالمکه اسم و رسمی از آئین پیغمبر نمیماند
صفحهٔ ۱ از ۲