خلوتی با صامت بروجردی
شمارهٔ ۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دو زلفت ای صنم چون عقرب جرار میماندشکنج طره خم در خمت چون مار میماند
۲
به صیادی چون آهوی دو چشمت میشود مایلدو ابروی کجست چو نخنجر خونخوار میماند
۳
به گلزار جمال بیمثالت بستهام دل راکه آب و تاب وی با عارض دلدار میماند
۴
ز باغ ای باغبان بیرون مکن بیچاره گلچین راکه بیگل در خزان زین باغها بسیار میماند
صفحهٔ ۱ از ۳