خلوتی با صامت بروجردی
شمارهٔ ۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کسی که در صف مستان به احتراز نشیندچه قابل است که در بزم اهل راز نشیند
۲
بپای خیز و در این شهر غارت دل و دین کنتو را که گفت نشین تا که فتنه باز نشیند
۳
سعادت ابدی چون نوشته بر پیر تیرتبهر دلی که نشیند بگو به ناز نشیند
۴
همای عشق چون آگاه بود ز سلطنت فقرهمیشه بر سر رندان پاکباز نشیند
صفحهٔ ۱ از ۲