خلوتی با صامت بروجردی
شمارهٔ ۵ - زبان حال شاه اولیاء با زینب دختر ستمکش خود
کتاب المراثی و المصائب
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به مرگ من مکش امروز معجر از سر زینبکه خواهی گشت از بعد پدر خونین جگر زینب
۲
ز بعد از من برادرها نمایند از تو غمخواریمخور غم گر شوی از کشتن من بیپدر زینب
۳
دمن از ناخن غم جامه جان را نما صد چاککه گردد مجتبی از زهر صدپاره جگر زینب
۴
دمی گیسو به رخساره چو ماه خود پریشان کنکه بینی شش برادر کشته و بیدست و سر زینب
صفحهٔ ۱ از ۳