شعر را زندگی کن
خلوتی با صامت بروجردی

شمارهٔ ۶۰ - و برای او همچنین

کتاب المراثی و المصائب

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عمو ببین لب خشک و دل پریشان رانما به درد من تشنه فکر درمان را
۲
عمو مگر به جهان رسم کوفیان این استکه تشنه در لب دریا کشند مهمان را
۳
عمو مگر ظلماتست دشت کرب و بلاکه بسته بر رخ ما خصم آب حیوان را
۴
گرفتم آنکه نباشیم ما حریم رسولنکشته کافری از تشنگی مسلمان را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth