خلوتی با صامت بروجردی
شمارهٔ ۶۱ - زبان حال صدیقه صغرا(س)
کتاب المراثی و المصائب
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای برادر تو پناه من گریان بودیدر صف ماریه غمخوار یتیمان بودی
۲
دانم از رفتن تو جان ز تنم خواهد رفتزآنکه اندر بدنم تو به جهان جان بودی
۳
هر غمم بود ز دیدار تو از دل میرفتدردی ار داشتم از لطف تو درمان بودی
۴
آمدم تا به مدینه به سوی کرب و بلاهمه جا یار من زار پریشان بودی
صفحهٔ ۱ از ۳