شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۵۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نام به بردم شبی روی توام آمد به یادذکر شب کردم دل از مه با سر زلفت فتاد
۲
دیده چون نقش صنوبر بست با خود در خیالقدت آمد پیش چشم و در برابر ایستاد
۳
گر نمائی با دو دال زلف وفد چون الفهر کجا در عشق مظلومیت باید از تو داد
۴
دور باد از دال زلفت دست ما سودانیانتاکسی انگشت بر حرف نو نتواند نهاد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth