خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۵۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرکه وصلش طلبد ترک سرش باید کردورنه اندیشه کار دگرش باید کرد
۲
آنکه خواهد که نهان از سر کویش گذردصبح خیزی چو نسیم سحرش باید کرد
۳
سر کوی نو تحمل نکند درد سریهر که از آنجا گذرد ترک سرش باید کرد
۴
گرچه دردم ز طبیب است ولی آخر کارچون رسد کار بجان هم خبرش باید کرد
صفحهٔ ۱ از ۳