خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۵۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای من غلام روی تو هر چه تمامترشهری تو را غلام و دعاگر غلامتر
۲
چشمم که ساختی بره انتظار خشکدارند زلف و عارض تو صبح و شامتر
۳
گر آه و ناله از تو بر آورده اند ناماز هر دو هست دیده گریان بنامتر
۴
می را که می نهند به هر مجلسی حرامگر نیست ساقیش چو تو باشد حرامتر
صفحهٔ ۱ از ۲