خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۶۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گل رخسار ترا وقت تماشاست هنوزنرگس مست تو منظور نظرهاست هنوز
۲
نقشبند رخت از غایت حیرانی خویشبه تمامی مه روی تو نیار است هنوز
۳
نیست ما را به بهای سر مویت جانیورنه آن زلف سیه بر سر سود است هنوز
۴
گر به شمشیر جفا خون دل ما ریزیبه وفای تو که جرم از طرف ماست هنوز
صفحهٔ ۱ از ۲