خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۶۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از بار دین و دنیا باشد مراد هر کسمیگوی هر چه خواهی من بار خواهم و بس
۲
جان دید آن رخ آنگه دانست کز چه سوزداین نکته جز در آتش روشن نگشت برخس
۳
گر می کشد کسائرا نزدیک خود چو بینداز پیش او نخواهد رفتن کسی ازین پس
۴
گونی رسی به آن لب گر جان به لب رسانیگو جان تشنه ما زین آرزو به لب رس
صفحهٔ ۱ از ۲