خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۶۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساقی به می بر افروز امشب چراغ مجلسخلوت بساز خالی از زاهد موسوس
۲
زاهد ز دیده تر منبر نشین و خشکیپیوسته هر دو با هم گویند رطب و با بس
۳
بار رهست دفتر دستار نیز بر سرما را سبق شد اینها از مفتی و مدرس
۴
تا خشک و تر نسوزی منشین به دلفروزانپروانه سوخت آنگه با شمع شد مجالس
صفحهٔ ۱ از ۲