شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۷۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما ز سگان درت بیشتر و کمتریمعمر گذشت و هنوز معتکف این دریم
۲
زنده ز سوز دلیم در شب هجران چو شمعبین که چسان زندگی بی تو به سر می بریم
۳
گر تو بخواهی به چشم در نظر آریم جانور تو بگونی روان از سر آن بگذریم
۴
بار به ما سرست منزلش آن خاک پایچونکه به منزل رسیم بار فرود آوریم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth