شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۸۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای خوش آن باد که از کوی تو آید بر منمنت خاک درت باز نهد بر سر من
۲
نفروزد شبم از مه که فتد بر در و بامخانه روشن کن و چون شمع درآ از در من
۳
تیره جانیست دل سوخته بر دیده نشینکه بود دیده‌ی تر خانه روشنتر من
۴
شربت وصل بده از لب جانبخش مراک ز تب هجر تو بگداخت تن لاغر من
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth