خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۱۰۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ترا دیده هر بار دیدی چه بودیکه هر بار دولت مرا رخ نمودی
۲
چه بودی گر آن لب نمک میفشاندیوز آن سوز ریش دل ما فزودی
۳
نسیم توأم گفت عود ارنه خام استچرا خویشتن را چنین مپستودی
۴
چه رمزست گفتن عدم آن دهانراکه چون او ندیدیم عدیم الوجودی
صفحهٔ ۱ از ۲