خلوتی با همام تبریزی
شمارهٔ ۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوستی دامنت آسان نتوان داد ز دستجان شیرین منی جان نتوان داد ز دست
۲
نفسی گر نشکیبم ز لبت معذورمتشنهام چشمهٔ حیوان نتوان داد ز دست
۳
کردم اندیشه سر خویش توان داد به توآن سر زلف پریشان نتوان داد ز دست
۴
چون منی گر برود برگ گیاهی کم گیرقامت سرو خرامان نتوان داد ز دست
صفحهٔ ۱ از ۲