شعر را زندگی کن
خلوتی با همام تبریزی

شمارهٔ ۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا دماغ ز بویت هنوز مشکین استدهان من به حدیث لب تو شیرین است
۲
به باغ می‌کشدم آرزوی دیدارتچه جای برگ گل وارغوان و نسرین است
۳
به وقت خنده نظر کرده‌ام به دندانتهنوز چشم مرا روشنی ز پروین است
۴
فدای مستی چشم تو باد هستی مااگر چه فتنه دنیی و آفت دین است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth