خلوتی با همام تبریزی
شمارهٔ ۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روی زیبا چون تماشا را به گلزار آوردشاخ گل را شرم بادا گر گلی بار آورد
۲
گر صبا از زلف او بویی به سوی چین بردمشک را در نافهٔ آهو به زنهار آورد
۳
کار، بوی زلف او دارد که هنگام صبوحعاشقان را بی سماع و باده در کار آورد
۴
گر بیفشاند سر زلف پریشان صبحگاهباد پیش عاشقان عنبر به خروار آورد
صفحهٔ ۱ از ۳