شعر را زندگی کن
خلوتی با همام تبریزی

شمارهٔ ۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن را که حسن و شکل و شمایل چنین بودچندان که ناز بیش کند نازنین بود
۲
وقتی در آب و آینه می‌بین جمال خویشکز روزگار حاصل عمرت همین بود
۳
با خود نشین و همدم و هم‌راز خویش باشحیف آیدم که با تو کسی همنشین بود
۴
ای دوست آن خیال جوانی بود نه عشقهر دوستی که تا نفس واپسین بود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth