خلوتی با همام تبریزی
شمارهٔ ۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جانها در آتشند که جانان همیرودسیلاب خون ز دیدهٔ گریان همیرود
۲
یعقوب را زیوسف خود دور میکنندخاتم برون ز دست سلیمان همیرود
۳
آدم وداع سایهٔ طوبی همیکندخضر از کنار چشمه حیوان همیرود
۴
صحرا و شهر فتنه و غوغای مردم استتا خود چه داوریست که سلطان همیرود
صفحهٔ ۱ از ۳