خلوتی با همام تبریزی
شمارهٔ ۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا چو نام لبت بر سر زبان آیدز ذوق آن سخنم آب در دهان آید
۲
در آن نفس که ز رویت حکایتی گویمز هر نفس که زنم بوی گلستان آید
۳
به شرح زلف دراز تو در نمیپیچمکه زان هزار گره بر سر زبان آید
۴
زهی گران که نگردد خراب آن ساعتکه چشم مست تو از خواب سرگران آید
صفحهٔ ۱ از ۳