شعر را زندگی کن
خلوتی با همام تبریزی

شمارهٔ ۱۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل به کنج عافیت چون پای در دامان کشیدحلقه زلف تواش در حلقه رندان کشید
۲
بی‌نوایی ره به سوی گنج سلطان باز یافتتشنه‌ای جان را به سوی چشمهٔ حیوان کشید
۳
گرچه زحمت یافت دل باری مراهم راحتی‌ستکاخر آن رنج از برای آن لب و دندان کشید
۴
تا خرامان دیده‌ام بالای چون سرو تو راکافرم گر دیگرم خاطر به سروستان کشید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth