خلوتی با همام تبریزی
شمارهٔ ۱۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون قامت تو سروی در بوستان نرویدچون عارض تو یک گل در گلستان نروید
۲
گر باد بوی زلفت گرد چمن برآردیک برگ گل ز شاخی بی بوی جان نروید
۳
تا وصف چشم مستت گویند پیش نرگساز خاک تیره سوسن بی صد زبان نروید
۴
گل گر دهان گشاید بی باد رویت او رارخساره لعل نبود گر در دهان نروید
صفحهٔ ۱ از ۲