خلوتی با همام تبریزی
شمارهٔ ۱۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اینک نسیمی میدهد کز دوست میآرد خبربرخیز کاستقبال او واجب بود کردن به سر
۲
ای راحت جان مرحبا از دوست کی گشتی جدادارد عزیمت سوی ما یا کرد از این جانب گذر
۳
از زلف عنبربار او وز سرو خوش رفتار اووز روی چون گلنار او ریح الصباهات الخبر
۴
آن چشم شوخ و شنگ او و ابروی پر نیرنگ اووان طرۀ شبرنگ او چون است ای باد سحر
صفحهٔ ۱ از ۳