خلوتی با همام تبریزی
شمارهٔ ۱۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غرض ز دیدن شام و دیار مصر و حجازاگر حضور عزیزان بود زهی اعزاز
۲
به راه دوست گرت عزم اشتیاق بودبرو که راحت جان است رنج راه دراز
۳
بود حرام سفر بر مسافری که رودبه عزم یار و خبر دارد از نشیب و فراز
۴
کبوتری که برد پیش دوست نامۀ دوستبه بال ذوق میان هوا کند پرواز
صفحهٔ ۱ از ۲