شعر را زندگی کن
خلوتی با همام تبریزی

شمارهٔ ۱۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نرسیده‌ست به گوش تو مگر فریادمورنه هرگز ندهد دل که نیاری یادم
۲
در همه شهر چو روی تو ندیدم روییکه بر او فتنه شوی تا بستاند دادم
۳
طاقت آمدنم نیست مگر خاک شومتا از اینجا به سر کوی تو آرد بادم
۴
تا رگی در تن من زنده بود می‌ورزمهوس بندگیت وز دو جهان آزادم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth