شعر را زندگی کن
خلوتی با همام تبریزی

شمارهٔ ۱۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
این منم در صحبت جانان که جان می‌پرورمگر به خوابش دیدمی هرگز نگشتی باورم
۲
دیده می‌مالم که نقش دوست است این یا خیالصورتش تا بیش می‌بینم در او حیران‌ترم
۳
سال‌ها خون خورده‌ام در انتظار وعده‌ایتا از آب زندگانی شد لبالب ساغرم
۴
با چنین رو و لبی گو شمع و شیرینی مباشبا نسیم زلف او فارغ ز مشک و عنبرم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth