خلوتی با همام تبریزی
شمارهٔ ۱۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون سر زلف تو برعارض زیبا دیدمروز نوروز و شب قدر به یکجا دیدم
۲
در بهشت رخ تو بر طرف آب حیاتجان صاحبنظران را به تماشا دیدم
۳
مه به روی تو چه ماند که به جای کلفشنقطهها بر رخت از عنبر سارا دیدم
۴
گفت روی تو به خورشید که هرگز دیدیبهتر از خویش بگفتا که شما را دیدم
صفحهٔ ۱ از ۳