شعر را زندگی کن
خلوتی با همام تبریزی

شمارهٔ ۱۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشمبدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم
۲
به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبمز خواب عاقبت آگه به بوی موی تو باشم
۳
به وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرمبه آرزوی تو خیزم به جست و جوی تو باشم
۴
به مجمعی که در آیند شاهدان دو عالمنظر به سوی تو دارم غلام روی تو باشم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth