خلوتی با همام تبریزی
شمارهٔ ۱۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای سواد زلف تو سودای منروی تو خورشید مهرافزای من
۲
دل میان زلفت و من رهنشینفرق بین از جای او تا جای من
۳
فتنه همسایگان شب تا سحردر میان کوی تو غوغای من
۴
از وصالت گر چه محرومم خوش استبا خیالت عشقبازیهای من
صفحهٔ ۱ از ۲