شعر را زندگی کن
خلوتی با همام تبریزی

شمارهٔ ۱۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر دل از زلف چو زنجیر تو دارم بندینه چنان بند که آن را بگشاید پندی
۲
من نه آنم که از این قید خلاصی یابمکه فتوح است مرا بند چنین دلبندی
۳
نه چنان جان به سر زلف تو پیوست که بازبا بدن روز قیامت بودش پیوندی
۴
در گذشتی ز شرف سرو سهی از طوبیقامتت سایه اگر بر سر سرو افکندی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth