خلوتی با همام تبریزی
شمارهٔ ۱۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ترسا بچهای ناگه بر کف می گلناریاز صومعه باز آمد سرمست به عیاری
۲
بنشست چو عیاران آن مونس غمخواراناز پسته خندان کرد آغاز شکر باری
۳
افتاد ز عشق او در صومعه غوغاییجستند ز سالوسی پیران همه بیزاری
۴
از دیدهٔ پیر ما شد اشک روان حالیچون دید مریدان را از عشق بدان زاری
صفحهٔ ۱ از ۳