خلوتی با همام تبریزی
شمارهٔ ۲۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بشنو ز نی سماعی به زبان بیزبانیشده بیحروف گویا همه صوت او معانی
۲
بگشای سمع جان را چو گشادنی زبان راکه حدیث سر شنیدن نه به گوش سر توانی
۳
ز نی است مستی ما نه ز می بزن زمانیکه حریف خوش نفس به ز شراب ارغوانی
۴
نفسی ز نی روان شد نفسی حیات جان شداثری نمود بادی پس از آب زندگانی
صفحهٔ ۱ از ۳