شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

شمارهٔ ۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل می‏رود ز دستم صاحب زمان خدا رابیرون خرام از غیب، طاقت نماند ما را
۲
ای کشتی ولایت، از غرق ده نجاتمباشد که باز بینم، دیدار آشنا را
۳
ای صاحب هدایت، شکرانه ولایتاز خوان وصل بنواز، مهجور بینوا را
۴
مست شراب شوقت، این نغمه می‏سراید:هات الصبوح حیوا، یا ایها السکارا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth