شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

شمارهٔ ۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برو به کار خود ای واعظ این چه فریاد استببین به جای که بنشسته‏ای چه بیداد است
۲
به کام تا نرساند مرا هوای امامنصیحت همه عالم به گوش من باد است
۳
اگرچه شوق حضورش خراب کرد مرامقام رتبه من زین خرابی آباد است
۴
حدیث سر نهان که او چراست نهاندقیقه ‏ایست که هیچ آفریده نگشاد است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth