خلوتی با فیض کاشانی
شمارهٔ ۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لاف محبت او، بر قدسیان توان زداز سوز شوقش آتش، در انس و جان توان زد
۲
بر آستان مهدی، گر سر توان نهادنگلبانگ سربلندی، بر آسمان توان زد
۳
گر دولت وصالش، خواهد دری گشادنسرها بدین تخیل، بر آستان توان زد
۴
بر جویبار چشمم، گر سایه افکند دوستبر خاک رهگذارش، آب روان توان زد
صفحهٔ ۱ از ۲