خلوتی با فیض کاشانی
شمارهٔ ۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شوقت نه سرسریست که از سر به در شودمهرت نه عارضی است که جای دگر شود
۲
شوق تو در ضمیرم و مهر تو در دلمنوعی نیامده است که با جان به در شود
۳
دردیست درد هجرت تو کاندر علاج آنهرچند سعی بیش نمائی بتر شود
۴
اول منم که در غم هجر تو هر شبیدود دلم به گنبد افلاک پر شود
صفحهٔ ۱ از ۲